تبلیغات
ماشینهای کشاورزی - تاریخ هرودوت
 
ماشینهای کشاورزی
                                                        
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : ازاد بهرام

منم کورش(تاریخ هرودوت)

 

تاریخ هرودوت

آنگاه که کورش به سن بلوغ رسید در میان نوجوانان ایرانی دلیرترین و دلنشین ترین ایشان به شمار می آمد .

ای پارسیان

... اندرزم را آویزه گوش هایتان کنید و در راه آزادی و بی نیازی گام گذارید . سرنوشت آسمانی چنین است که آزادی شما به دست من فراهم شود ... من هرگز نمی هراسم از اسپارتی هایی که در میدان هایشان گرد می آیند تا یکدیگر را به سوگند دروغ ، فریب دهند .

گزارش

هرودوت در کتاب اول تواریخ خود به

«اصل و تبار ایزدی» کورش اشاره کرد و این که پس از زایش ، چهره ای زیبا و بدنی درشت داشته است . در نامه ای که «هارپاگ» مادی برایش می فرستد ، کورش را «مشمول عنایات خدا» می خواند . هرودوت از کورش بزرگ ، حکایتی پند آمیز نقل کرده که در واکنش به پیمان شکنی و بوقلمون صفتی یونانیان ، آورده است :

یک روز ، نی زنی در کنار دریا چند ماهی دید و شروع به نی زدن کرد به این امید که ماهیان با نوای نی او پیش آیند ، وقتی نتیجه ای نگرفت ، توری انداخت و مقدار زیاد ماهی صید کرد

. در این هال ، هنگامی که جست و خیز ماهی ها را دید ، به آن ها گفت : اکنون رقصیدن چه سودی دارد ؟ می بایست هنگامی که نی می زدم ، برقصید !

مقصود کورش از اظهار آن مثال ، این بوده که هنگامی که به ایونی ها مراجعه و ضد

«کرزوس» پیشنهاد اتحاد کرده بود ، به حرف او اعتنا نکردند و اکنون که دنیا به کام اوست ، ابراز دوستی و اطاعت می کنند .

ارستو در کتاب

«سیاست» نوشته است برخی مانند کورش ، کشور خویش را از بردگی رهانیده اند . اگر چه هرودوت از کشته شدن و بریده شدن سر کورش به دست ماساگت ها سخن رانده ، اما این روایت هیچ اعتباری ندارد و شاید مربوط به پدر بزرگ همنامش (کورش یکم) بوده است . روایات دیگر حکایت از مرگ طبیعی کورش بزرگ دارند .

هرودوت، (زاده ۴۸۴ - مرگ ۴۲۵ پیش از میلاد) نخستین تاریخ‌نگار یونانی زبان است که آثارش تا زمان ما باقی مانده‌است. هرودوت از مردم هالیکارناس، شهر یونانی نشین آسیای صغیر بود و چون در آن هنگام این شهر بخشی از حکومت ایران به شمار می‌رفت، مورخ مذکور را تبعه ایران ذکر کرده‌اند. گرچه او را پدر مورخین خوانده‌اند ولی در واقع نخستین مورخ نبوده، زیرا قبل از او دانشمندان دیگر یونانی‌ها مانند هکاتئوس مطالبی نوشته‌اند که به ما نرسیده[نیازمند منبع] و ظن قوی می‌رود که هرودوت و مورخین قرون بعد از این نوشته‌ها، بدون ذکر نام مؤلف، استفاده کرده‌اند.

هرودوت سفرهای متعدد در ممالک مشرق زمین کرده و تحقیقات خود را راجع به احوال و تاریخ این کشورها نوشته‌است.

  •  

آثار هرودوت [ویرایش]

نوشتار اصلی: تاریخ هرودوت

نوشته‌های او شامل نه کتاب است و از این‌جهت آن را «تاریخ در نه کتاب» می نامند و هر یک از کتاب‌های او به نام یکی از ارباب انواع یونان کهن است. بعضی از محققان تقسیم و نام‌گذاری آثار هرودوت را از قرون بعد می‌دانند و معتقدند که تألیفات او در ابتدا تقسیماتی نداشته‌است.

نقشه جهان اثر هرودوت

سبک نگارش هرودوت [ویرایش]

هرودوت زمان وقوع حوادث تاریخی را در بعضی از گزارش‌ها، درهم و ناهماهنگ نوشته‌است، در موارد زیادی داستان‌گویی جای تاریخ را گرفته، علاوه براین‌ها گویی روح اسطوره‌پرستی یونانی هم در آثار هرودوت جایگاه ویژه‌ای داشته‌است. نوشته‌های هرودوت درباره بابل و آسور هم آشفته و افسانه‌آمیز است. وی کاهنان مصر و بابل را مأخذ تحقیقات خویش معرفی کرده‌است. با این‌وجود کتاب‌هایش در معرفی اوضاع و احوال مشرق‌زمین در عهد باستان قابل‌توجه‌است.

نظرات مورخان و مشاهیر در باره هرودوت [ویرایش]

هرودوت در زمان خود نویسنده بسیار معروفی بود، گفته می‌شود که نوشته‌های خود را در زمان بازیهای المپیک در آتن می‌خوانده‌است. دانشمندان قرون بعد عقاید متفاوتی در باره آثار او داشته‌اند، اما رویهمرفته بیشتر محققین او را مورخی می‌دانند که سعی بر نوشتن حقیقت داشته‌است.

اوسویوس، وقایع‌نگار معتبر قرن سوم میلادی ضمن گفتگو درباره سالهای ۴۴۵ و ۴۴۶ پیش از میلاد، می‌گوید: هرودوت کتاب خود را در ملأ عام در آتن خواند و به افتخار بزرگی نایل شد.

پلوتارک اشاره می‌کند که هرودوت مورد توجه مردم آتن بوده و آنها در برابر ستایش شهر آتن، ده تالان به او داده‌اند.

ارسطو او را افسانه‌گوی، ولی خوش‌بیان و دارای قدرت نویسندگی دانسته‌است و به اشتباهات هرودوت در علوم طبیعی اشاره کرده‌است.

توسیدید که تاریخ جنگ‌های پلوپونزی را نوشته‌است. می‌گوید: هرودوت نثرنویسی بود که به حقیقت نویسی علاقه نداشت.

کتزیاس، پزشک دربار داریوش دوم و اردشیر دوم مواردی از نوشته‌های او را درباره کورش بزرگ، کمبوجیه، داریوش و خشایارشا تکذیب کرده‌است.

ژوزف فلاویوس مورخ یهود و مان تُن مورخ مصری هم معتقد به اشتباه در روایات او هستند. سیسرون سخنور نامدار رومی او را پدر تاریخ نامیده ولی در عین‌حال به افسانه‌گویی او اشاره کرده‌است. دیودور سیسیلی هم به افسانه هائی که هرودوت وارد تاریخ مصر کرده، اشاره دارد.

استرابون جغرافیدان نامدار می‌نویسد: به شعرای قدیم مانند هومر و هزیود بیشتر می‌توان اعتماد داشت تا به هرودوت و مورخین دیگر عهد قدیم.

اما تاریخ‌دانان متأخر معتقدند که با وجود افسانه‌گویی از حقیقت زیاد دور و به آن بی‌توجه نبوده‌است و سرانجام درباره هرودوت باید گفت که بیشتر کشفیات راجع به ایران قدیم مطالب نوشته‌های او را تأیید می‌کند همچنین باید گفت بسیاری از گفته‌های او در مورد ایرانیان غلط است و ناشی از یونانی بودن و حس ملی گرایی اوست.

هرودوت و ایرانیان [ویرایش]

هالیکارناس

شهر باستانی هالیکارناس (استان آیدین، در ترکیهٔ امروزی)

سوئیداس هرودوت را فرزند لیگزیس(Lyxes) و دریو(Dryo) معرفی می‌کند که در هالیکارناس، بخشی از امپراتوری ایران در زمان داریوش هخامنشی به دنیا آمد. همچنین نام پدر و مادر او ریشهٔ یونانی ندارد و منحصر به فرد به نظر می‌رسد. از این رو، جرج سارتن احتمال می‌دهد که این‌ها نام‌های شرقی باشند که کم و بیش رنگ یونانی به خود گرفته‌اند و اگر چنین باشد هرودوت را می‌توان شرقی یا دست‌کم نیمه‌شرقی دانست. شاید به همین دلیل باشد که پلوتارک، تاریخ‌نگار یونانی، هرودوت را بیگانه‌پرست(Philobarbaro) معرفی کرده‌است. اگرچه هرودوت در نگارش نبردهای ایران و یونان گاه از هم‌زبانان یونانی خود پشتیبانی می‌کند، ولی بخش مهمی از تاریخ باشکوه ایران باستان از نوشته‌های او یا به کمک آن‌ها شناخته شده‌است.

منابع [ویرایش]

 





نوع مطلب :
برچسب ها :